مجموعة مؤلفين

70

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

مىدانم ، عاقبت گرگ زاده گرگ شود [ 29 ] گرچه با آدمى بزرگ شود ، ما هم با مشاراليه همراهى مىكنيم . در اين منزل من پيش آمدم و جا گرفتم . و نرخ جو و كاه را بريدم . جو ، منى يعنى با طحانى كه ده حقه باشد به هفت قمرى و كاه ، بيست و پنج حقه به هزار دينار و هيزم ، حقه يك قمرى و منى هزار دينار . اين منزل انار خوب دارد و جاى همگى خالى بود كه صرف نمايد . ناهار اشكنه خورديم و شام هم چلو داشتيم ، گوشت پيدا نمىشود . اسب چلاق قدرى بهتر است خوبى آن هم با خداست ولى آسيد تقى حالا مرضى ندارد و باز شكم خودش را نمىتواند نگه دارد و ضعف « 1 » هم دارد ، در پرهيز است . سرتيپ نزد من فرستاد كه فردا بار مى كنيد ما هم بار كنيم و الا ما هم بمانيم ، گفتيم ، ما بار مىكنيم و شما هم بار نمائيد با هم برويم ولى قدرى زوار به ملاحظه اينكه عاشورا يوم الشك شده مىخواهند بمانند انشاء الله ما مىرويم حاجى ملا على آقا هم كه مجتهد آذربايجان است احضار محبت غايبانه مىكند ولى من اعتنا نمىكنم ما شده ايم قافله سالار حالا تا بعد چه شود . روز شنبه يازدهم [ محرم ] : [ منزل ] بعقوبه ، « 2 » صبح برخاستم ، آقاسيدرضا را شلوار پوشانيدم و اسبش را آوردم ، خورجين تركش را بستم ، دستش را هم بستم كه در سوارى تكان نخورد و سوارش نمودم . بعد خودم ، خورجين تركم را بستم ، اسب خودم را درست « 3 » نمودم سوار شدم . هشت فرسنگ است ، راه هموار است ولى نهر و آب زياد دارد .

--> ( 1 ) . اصل : زعف در همه موارد ( 2 ) . اصل : يعقوبيه . از شهرهاى عراق و مركز استان دياله اين كشور است . نام اين شهر از واژه « بيه عقوبا » زبان آرامى گرفته شده كه به معناى « خانه يعقوب » است . و در 50 كيلومترى شمال خاورى بغداد در كنار رود دياله و كمى بيرون از منطقه موسوم به مثلث سنى قرار گرفته‌است . بيشتر مردم آن را عرب‌هاى سنى با اقليتى از مسيحيان آشورى تشكيل مىدهد . اين شهر از دوران آشوريان تاكنون مسكونى بوده و در روزگار عباسيان شهر بارونقى بود و خرما و ميوه‌هاى آن معروف بود و پيرامون شهر نيز روستاها و كشتزارهاى زيادى داشت . امروزه نيز اين شهر مركز توليد پرتغال در عراق است . بعقوبه به منزله ايستگاهى براى كاروان‌هاى جاده ابريشم در راه بغداد به خراسان به‌شمار مىآمده‌است . و يكى پديا دانشنامه آزاد . ( 3 ) - اصل : دورست